تبلیغات
ادبیات بروجرد - معنی ومفهوم چند ضرب المثل
 
ادبیات بروجرد
معنی آب که سربالا بره قورباغه ابوعطا می خونه :


آب که سر بالا بره قورباغه ابوعطا می خونه همان طور که می دانید هیچ وقت آب سر بالایی نمی ره و این ضرب المثل به موضوع هرج و مرج و بی نظمی اشاره داره و وقتی یک نفر یا یک قسمت کارش را درست انجام نمی دهد بقیه اوضاع هم همانند آن می شود و کل سیستم دچار بی نظمی و مختل شدن می شوند در واقع وقتی که آب سر بالایی بخواهد برود قورباغه هم پس می تواند برای خودش ابوعطا بخواند و در اصل ساز خودش را بزند.

(نکته : ابوعطا نام بخشی از موسیقی ایرانی است)

سایر ضرب المثل های مربوط به آب :

• آب از آب تکان نمی خورد : همه چیز در نهایت آرامی است.

• آب از دستش نمی چکد : بسیار خسیس است.

• آب از دهان سرازیر شدن : بی نهایت شیفته چیزی شد ن.

• آب از سرچشمه گل آلود است : کار از بالا خراب است.

• آب از سرش گذشت : بدبختی به منتهی رسیده ، کارش اصلاح شدنی نیست.

• آب به غربال پیمودن : کار بیهوده کردن.

• آب بر آتش ریختن : فتنه را نشاندن ، غمی را تسلا دادن.

• آب برای من ندارد نان که برای تو دارد : گویند وقتی حاج میرزا آقاسی به حفر قنات امر داده بود . روزی که برای بازدید چاهها رفت ، مقنی اظهار داشت که کندن قنات در این جا بی حاصل است چون این زمین آب ندارد . حاجی جواب داد : بله ! اگر برای من آب ندارد برای تو که نان دارد .

• آب به سوراخ مورچه ریخته اند : عده زیادی ناگهان از جایی بیرون آمده اند.

• آب در هاون کوبیدن : به کار بدون نتیجه مشغول شدن.

• آب پاکی روی دست کسی ریختن : کسی را به کلی نا امید کردن.

• آب در دست داری نخور : ( یا همون آب دستته بزار زمین ) بسیار شتاب کن.


• آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم : مقصود و مراد در کنار ماست و از آن بی خبر هستیم.

• آب دست یزید افتاده : کالای فراوان و ارزان قیمت در دست محتکری گران فروش است.

• آب دهان مرده است : مرکبی کم رنگ است.

• آب را گل آلود می کند تا ماهی بگیرد : اشاره به کسی است که به کدورت میان دوستان و خویشاوندان دامن میزند تا خود از دشمنی آنان فایده ببرد.

• آب زیر کاه : مکار ، بد جنس.

• آبشان از یک جو نمی رود : ( یا همون آبشون تو یه جوب نمیره ) به دلیل اختلافی که دارند ، نمی توانند با هم همراه باشند .

• آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب : کار از کار گذشته ، دیگر امیدی به اصلاح کار نیست.

• آب نطلبیده مراد است : وقتی ناخاسته برای کسی آب بیاورند به فال نیک است.

• آب نمی بیند و گرنه شناگر قابلی است : ذاتا شرور است ، اگر خطا و شرارتی مرتکب نمی شود ، وسیله و دسترس ندارد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید

این وبلاگ جهت استفاده ی همکاران ارجمند گروه ادبیات متوسطه ی اول و دانش آموزان گرامی

طراحی شده است، هر چند که کار حقیر در مقابل دریای بدون ساحل ادبیّات، آفتاب به

گز پیمودن است.

مدیر وبلاگ : ادبیات بروجرد(گودرزی)
پیوندها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



جملات شریعتی